برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی house به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل house
(اسم) خانه – همه اعضای خانواده – یک کسب و کار یا یک شرکت
Let's have a party at my house.
بیا یک میهمانی در خانه من داشته باشیم.
a dog house
خانه یک سگ
Be quiet or you'll wake the whole house!
ساکت باش وگرنه همه اعضای خانه را بیدار خواهی کرد!
a publishing/fashion house
یک شرکت نشر / مد
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) جایی که در آن فعالیت خاصی انجام می شود – مجلس شورا (معمولا در کشورهایی که دوتا مجلس دارند. مثلا آمریکا که هم کنگره دارد و هم سنا که در این مورد به مجلس پایین تر به لحاظ قدرت که کنگره است house می گویند) – تماشاگران یک تئاتر یا موسیقی
a movie house
یک سینما
a house of God
یک خانه خدا (مسجد، کلیسا و ...)
Members of the House are elected every two years and must be 25 years of age and be a U.S. citizen for at least seven years.
اعضای کنگره هر دو سال انتخاب می شوند و باید (حداقل) 25 سال داشته باشند و حداقل 7 سال شهروند آمریکا باشند.
When the movie ended, there wasn't a dry eye in the house.
وقتی فیلم تمام شد، چشم های همه تماشاگران خیس بود (گریان بودند).
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) get on like a house on fire (در مورد دو نفر) خیلی یکدیگر را دوست داشتن و زور به رفیق تبدیل شدن - get/put your own house in order مشکلات خود را حل کردن - go (all) round the houses مسیری را که خیلی طولانی است برگزیدن - on the house مجانی (مثال اول)
All the drinks were on the house.
همه نوشیدنی ها مجانی بود.
house
فعل
houses; housed; housing
(فعل) مسکن دادن، سر پناه تهیه کردند
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره house، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


