برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی thick به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل thick
(صفت) قطور، ضخیم، کلفت – نزدیک به هم، غلیظ، پر پشت (مثال سوم و چهارم) – (در مورد مایع) غلیظ، سفت (مثال آخر)
a thick book
یک کتاب قطور (صفحاتش خیلی زیاد است)
How thick are the walls?
این دیوارها چقدر ضخیم هستند؟ (چقدر ضخامت دارند؟)
a thick fog
مه غلیظ
موی قهوه ای پر پشت
thick soup
سوپ غلیظ (بشقاب را دمر کنید به سختی می ریزد)
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) (در مورد صدا) به دلیل بیماری یا احساس خاصی عمیق بودن یا دو رگه بودن یا خس خس کردن (گرفته) – خیلی زیاد، پر (مثال دوم) – رابطه صمیمی داشتن، خیلی دوست بودن - be (as) thick as thieves در مورد دو نفر که خیلی با هم صمیمی هستند - have a thick skin پوست کلفت بودن، اهمیت ندادن به حرف مردم (مثال سوم) - blood is thicker than water برای اینکه بگویید رابطه خانوادگی از روابط دیگر مهمتر است - thick on the ground پر تعداد
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره thick، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


