koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی argue به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

argue

فعل

US /ˈɑɚgju/

argues; argued; arguing

(فعل) بحث کردن به منظور به کرسی نشاندن عقیده خود (مثال اول) – گفتن یا دلیل آوردن درباره اینکه مطلبی درست است یا کاری باید انجام شود و غیره (مثال دوم و سوم و چهارم) - argue somebody into/out of doing something قانع کردن کسی برای انجام دادن یا انجام ندادن کاری (مثال آخر)

I know it is a stupid thing to argue about.

میدانم که این مسئله چیز احمقانه ای برای بحث کردن است.

They argued for the right to strike.

آن ها برای حق برپایی تحسن دلیل آوردند.

He argued that more immigrants should be admitted to the country.

او گفت (دلیل آورد) که باید مهاجران بیشتری به کشور پذیرش شوند.

The result argues for a new approach.

این نتیجه لزوم اتخاذ رویکرد تازه ای را نشان میدهد.

Sara argued me into buying a new car.

سارا من را برای خریدن یک خودروی جدید قانع کرد.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) argue the toss به بحث کردن درباره چیزی که قطعی شده و تغییر نمیکند ادامه دادن