برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی strong به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل strong
(صفت) داشتن قدرت و توانایی فیزیکی زیاد، قوی (مثال اول) – محکم و مقاوم در مقابل شکستن یا آسیب دیدن (مثال دوم) – از نظر روحی یا شخصیتی قوی بودن (مثال سوم)
strong muscles
عضلات قوی
a strong chair
یک صندلی محکم
She had a strong character.
او شخصیتی قوی داشت.
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) داشتن تاثیر یا اهمیت زیاد (مثال اول) – خلل ناپذیر و بدون تردید، متقاعد کننده (مثال دوم) – دارای مزه یا بوی قوی و واضح، به راحتی قابل تشخیص یا احساس (مثال سوم)
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) با احتمال زیاد، قوی (مثال اول) - a bit strong غیر منصفانه - a strong stomach اینکه بسیاری از چیزها که مردم را ناراحت یا شوکه می کند در مورد شما اثر ندارد و شما اذیت نمی شوید (مثال دوم) - come on strong احساس خود را به شکل واضح و معمولا به صورت ناپسندی به کسی منتقل کردن، سختگیر یا شدید بودن - going strong خیلی فعال یا سالم یا موفق حتی بعد از یک مدت طولانی (مثال سوم)
a strong possibility
یک احتمال قوی
You need to have a very strong stomach to watch the surgery scenes.
تو باید خیلی دل و جرات داشته باشی تا این صحنه های جراحی را ببینی.
The business is still going strong.
این کسب کار هنوز هم بسیار موفق است.
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) strong on الف: خیلی خوب یا ماهر در چیزی (مثال اول) ب: شامل چیزهای زیاد
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره strong، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


