koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی natural به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

natural

صفت

US /ˈnætʃərəl/

(صفت) طبیعی (دو مثال اول) – بدون مواد شیمیایی اضافی (مثال سوم) – ذاتی، فطری (داشتن یک توانایی یا استعداد مادرزادی)

He died of natural causes.

او به دلایل طبیعی مرد.

natural disasters

بلاهای طبیعی

natural foods

غذاهای طبیعی

a natural athlete

یک ورزشکار ذاتی

(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) معمول، قابل انتظار (مثال اول) - be/act/look natural طبیعی رفتار کن – مرتبط از طریق خون (اصلی – مثال سوم)

a natural reaction

یک واکنش قابل انتظار (طبیعی)

Be cool, be natural.

آرام باش، طبیعی رفتار کن.

his natural parent

والدین اصلی او

(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) بر اساس حس تشخیص خوب و بد (غریزی) – نت عادی در موسیقی

natural justice/law

عدالت/قانون غریزی

B natural

نت عادی B