koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی mad به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

mad

صفت

US /ˈmæd/

madder; maddest

(صفت) خیلی عصبانی (مثال اول) – روانی، دیوانه - go mad الف: روانی شدن (مثال ششم) ب: زیاده روی کردن (مثال آخر)

Are you still mad at me?

آیا هنوز از دست من عصبانی هستی؟

a movie about a mad scientist

فیلمی درباره یک دانشمند روانی

Don't be silly - you're not mad, you're just over-stressed and need a break.

مزخرف نگو – تو دیوانه نیستی، تو فقط بیش از حد استرس داری و نیاز داری تا استراحت کنی.

I think you're mad to stay with her.

به نظرم تو دیوانه ای که با او سر می کنی.

He's mad about her.

او روانیِ آن دختر است. (خیلی او را می خواهد)

He had gone mad after years alone in the jungle.

او بعد از سالها تنها در جنگل بودن روانی شده بود.

I know you’ve got a lot to do but don’t go mad.

من می دانم که تو کار زیادی برای انجام دادن داری ولی زیاده روی نکن.