koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی local به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

local

صفت

US /ˈloʊkəl/

(صفت) مربوط به یک منطقه یا محله، محلی، منطقه ای – محدود به بخش خاصی از بدن (مثال آخر)

My child go to the local school.

بچه من به مدرسه محلی می رود. (مدرسه ای که در همان منطقه است)

a local newspaper

یک روزنامه محلی

a local anesthetic

یک بی حس کننده موضعی (که فقط آن بخش مورد نظر را بی حس می کند – anesthetic -- /ˌænəsˈθetɪk /)

local

اسم

locals

(اسم) اهل محل – شعبه محلی اتحادیه کارگری (مثال دوم) – اتوبوس یا قطاری که در تمام ایستگاه ها یا در بیشتر آن ها که در مسیرش هستند توقف دارد (اتوبوس یا قطار درون شهری)

The locals was very nice.

اهالی آن محل خیلی نجیب بودند.

He's the president of the union local at the factory.

او مسئول اتحادیه محلی کارگران در این کارخانه است.

the 12.24 local to Rosemont

اتوبوس ساعت 12.24 به سمت روزمونت (معادل اتوبوس تند رو یا قطار سریع express است)