برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی pig به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل pig
(اسم) خوک (دو مثال اول) – در آمریکا به پلیس این کشور گفته می شود که اصطلاح توهین آمیزی است – کسی که غذای زیادی خورده باشد (مثال سوم)
a pig farmer
یک پرورش دهنده خوک
Don't be such a pig!
اینچنین خوک نباش! (توهین آمیز)
I made a pig of myself at dinner.
من موقع نهار خیلی غذا خوردم.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) make a pig's ear (out) of کاری را به شکل بد مدیریت کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره pig، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


