برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی statistic به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل statistic
(اسم) رقمی که نشان دهنده اطلاعات خاصی است (معمولا به صورت جمع و به معنی آمار است – دو مثال اول) – statistics علم آمار (مثال سوم) – statistical (صفت) مربوط به آمار، آماری (مثال چهارم) – statistically (قید) به لحاظ آماری (مثال آخر)
The statistic can be found in a single web search.
این رقم را می توان یک جستجوی ساده در اینترنت بدست آورد.
Their statistics are misleading.
آمار آن ها گمراه کننده است.
Sara has a PHD in statistics from University College London.
سارا از دانشگاه لندن دکترای آمار را دارد.
a statistical comparison
یک مقایسه آماری
Statistically speaking, the risk of death is remote.
اگر بخواهیم به لحاظ آماری حرف بزنیم، خطر مرگ پایین است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره statistic، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

