برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
temperature | معنی دما، تب و سطح احساسات
معانی temperature در فارسی
۱. (اسم) دما؛ میزان گرما یا سرمای یک جسم یا محیط که با دماسنج اندازهگیری میشود.
۲. دمای بدن؛ تب (بالاتر از حد طبیعی بدن).
۳. اصطلاحا به معنی: سطح هیجان، عصبانیت، تنش یا احساسات در یک موقعیت.
مثالهای temperature در جمله
The temperature dropped below zero last night.
دیشب دما به زیر صفر درجه رسید.
She has a high temperature and should see a doctor.
او تب بالایی دارد و باید به پزشک مراجعه کند.
He took the child's temperature.
او دمای بدن کودک را اندازه گرفت.
The temperature of the debate rose quickly.
سطح تنش در بحث بهسرعت بالا گرفت.
An increase in body temperature is normal after exercise.
افزایش دمای بدن بعد از ورزش طبیعی است.
to raise/lower the temperature of the society
بالا بردن/ پایین آوردن سطح تنش اجتماعی
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره temperature، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

