برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
introduction
معنی introduction به فارسی
(اسم) مقدمه، دیباچه؛ بخش ابتدایی یک کتاب، مقاله، سخنرانی یا نوشته که موضوع و ایده اصلی آن را معرفی و توضیح می دهد (مثال اول و دوم) – معرفی و معارفه یک فرد به شخص یا گروهی (مثال سوم) – معرفی، عرضه یا ارائه چیزی برای نخستین بار (مثال آخر)
The author’s introduction explains the organization of the book.
مقدمه نویسنده، ساختار کتاب را توضیح می دهد.
His mother is mentioned in the introduction.
در مقدمه به مادر او اشاره شده است.
Let me do the introductions.
اجازه دهید معارفه را انجام دهم.
Since its introduction last year, over a million copies of the software have been sold.
از زمان معرفی این نرم افزار در سال گذشته، بیش از یک میلیون نسخه از آن فروخته شده است.
(اسم – عبارت های رایج) introduction to مقدمه چیزی یا معرفی چیزی – make an introduction معرفی کردن یا معارفه انجام دادن – give an introduction معرفی یا توضیح مقدماتی درباره چیزی ارائه دادن
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره introduction، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

