برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی introduction به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل introduction
(اسم) بخش اول یک کتاب یا یک سخنرانی که ایده اصلی آن کتاب یا سخنرانی را توضیح می دهد (معرفی، مقدمه، دیباچه) – معرفی یا معارفه کسی برای یک گروه – رونمایی چیزی برای اولین بار
The author’s introduction explains the organization of the book.
مقدمه نویسنده، ساختار کتاب را توضیح می دهد.
His mother is mentioned in the introduction.
به مادر او در مقدمه اشاره شده است.
Let me do the introductions.
اجازه دهید معارفه را انجام دهم.
Since its introduction last year, over a million copies of the software have been sold.
از زمان رونمایی این نرم افزار در سال گذشته، بیش از یک میلیون نسخه از آن فروخته شده است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره introduction، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


