برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی silly به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل silly
(صفت) احمقانه – غیر کاربردی، نا معقول (مثال دوم) – لوده، طنز (مثال سوم و چهارم)
The idea does seem a bit silly.
این ایده کمی احمقانه به نظر می رسد.
They served us coffee in these silly little cups.
آن ها قهوه را در این فنجان ها کوچک غیر کاربردی به ما دادند. (فنجان ها به قدری کوچک بودند که سرو کردن قهوه در آن ها معقول و عملی نبود)
silly movies
فیلم های لوده
او چهره طنزی به خودش گرفت.
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) drink, laugh, shout, etc. yourself silly نوشیدن یا خندیدن یا فریاد زدن و غیره به طوری که هوش و حواس را از شما بگیرد - bore somebody silly حوصله کسی را به شدت بردن – silliness (اسم) حماقت، خریت
They drank themselves silly.
آن ها اینقدر نوشیدند که هوش و حواس از سر آن ها رفت.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره silly، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

