برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی actress به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل actress
(اسم) بازیگر زن - as the actress said to the bishop اینکه بگویید که حرفی زده اید یا زده شده است که دو پهلو است و معنی جنسی هم دارد
Someday, she was going to be a famous actress.
روزگاری، قرار بود که او یک بازیگر بسیار مشهور شود.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره actress، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام


