برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی core به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل core
(اسم) هسته میوه – مرکز یا قسمت مهم هر چیزی - to the core احساسی که تمام کسی یا چیزی را در بر گرفته است (مثال سوم)
core
صفت
(صفت) مرکزی، اصلی
core
فعل
cores; cored; coring
(فعل) هسته یک میوه را کندن
core an apple
هسته سیب را درآوردن
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


