بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی core در انگلیسی

معنی core به عنوان اسم، صفت و فعل

core

اسم

US تلفظ صوتی/ˈkoɚ/

cores

(اسم) هسته میوه – بخش اصلی، اساسی یا مهم یک موضوع یا سیستم - to the core در عمیق‌ترین بخش وجود / کاملاً و عمیقاً (مثال سوم)

Don't throw your apple core on the floor!

هسته سیبت را روی زمین پرت نکن!

Concern for the environment is at the core of our policies.

نگرانی درباره محیط زیست هسته اصلی سیاست های ما است.

She was shaken to the core by the news.

تمام وجودش با آن خبر به لرزه در آمد.

تفاوت core و center:

center بیشتر به «مرکز» از نظر موقعیت اشاره می‌کند، اما core معمولاً به بخش مرکزی و اساسی چیزی، به‌خصوص از نظر اهمیت، اشاره دارد.

core

صفت

(صفت) مرکزی، اصلی

The notion of love is one of the core values of our civilization.

مفهوم عشق یکی از ارزش های اصلی در تمدن ماست.

core

فعل

cores; cored; coring

(فعل) هسته یک میوه را کندن

core an apple

هسته سیب را درآوردن

عبارت‌های پرکاربرد core:

  • at the core of something - در مرکز / اساس چیزی
  • to the core - عمیقاً، از ریشه
  • core value - ارزش اصلی / ارزش بنیادین
  • core issue - مسئله اصلی
  • core of the problem - اصل و اساس مشکل
افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره core، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دوربین مداربسته