برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
قیمت محصولات آموزشی وبسایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینههای جاری وبسایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزشهای دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی elbow به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل elbow
(اسم) آرنج – قسمت آرنج لباس – زانوی لوله آب و غیره (مثال اول) – at someone's elbow نزدیک یا کنار کسی (مثال دوم) - give (someone) the elbow رابطه خود را با کسی قطع کردن (مثال سوم) - rub elbows with کسی را ملاقات کردن و دوستانه با او حرف زدن (مثال آخر)
An L shape elbow with female threads at both end.
یک زانوی ال شکل با مادگی در هر دو طرف آن.
Please stay at your mother's elbow.
لطفاً نزدیک مادرتان بمانید.
Jim has had a broken heart ever since Joe gave him the elbow.
جیم از زمانی که جوئی رابطه خود را با او قطع کرده بود، قلبش شکسته بود.
As a reporter she gets to rub shoulders with all the big names in politics.
به عنوان یک خبرنگار او همه بزرگان سیاست را ملاقات میکند و با آن ها به گفتگو مینشیند.
elbow
فعل
elbows; elbowed; elbowing
(فعل) با آرنج به کسی یا چیزی ضربه زدن، سقلمه زدن - elbow your way به کمک آرنج خود راه را برای خود باز کردن
He elbowed me in the ribs before I could say anything.
قبل از اینکه بتوانم چیزی بگویم او با آرنج به دنده هایم زد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره elbow، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


