برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی firm به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل firm
(اسم) شرکت، کارخانه، کسب و کار
firm
صفت
firmer; firmest
(صفت) محکم، ثابت، مطمئن – قوی – نظر یا عقیده مطمئن و راسخ
The rocks were wet, and we couldn’t get a firm footing.
صخره ها خیس بودند و نمی توانستیم جا پای محکم (مطمئن) اتخاذ کنیم.
a firm body
یک بدن قوی
a firm believer in the Constitution
یک اعتقاد راسخ به قانون اساسی
firm
فعل
firms; firmed; firming
(فعل) نهایی کردن (مثال اول) – سفت کردن چیزی مانند عضلات بدن با تمرین (مثال دوم و سوم) – firming (صفت) سفت کننده
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


