برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی impulsive به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل impulsive
(صفت) عجول، با انگیزه آنی و بدون تفکر قبلی، عجولانه (rash)
She's so impulsive.
او خیلی آدم بی پروایی است (بدون تفکر قبلی تصمیم میگیرد).
an impulsive decision
یک تصمیم عجولانه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره impulsive، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


