برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی sector به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل sector
(اسم) یک ناحیه یا بخش اقتصادی (مثال اول) – بخشی (مانند یک منطقه نظامی) که کسی در آن مسئول است (مثال دوم) – سکتورهای دیسک سخت کامپیوتر (مثال سوم) – بخشی از یک دایره که با دو شعاع که از مرکز به محیط وصل می شوند ایجاد می شود (بی نهایت قطاع در دایره می توان ایجاد کرد – مثال آخر)
the agricultural sector of the economy
بخش کشاورزی اقتصاد
هر بخش از منطقه جنگی
Bad sector in computing refers to a disk sector on a disk storage unit that is permanently damaged.
سکتور خراب در کامپیوتر به یک سکتور از دیسک ذخیره سازی اطلاق می شود که آسیب دائمی دیده است.
a 30-degree sector
یک قطاع 30 درجه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره sector، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


