برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی breathing به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل breathing
(اسم) عمل نفس کشیدن - heavy breathing نفس کشیدن با صدای بلند - fire–breathing (صفت) الف: با توانایی خارج کردن آتش از دهان ب: خیلی عصبانی، تندخو، تندرو
Her breathing is deep and regular.
نفس کشیدن او عمیق و منظم است.
a fire-breathing politician
یک سیاست مدار تندرو
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره breathing، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

