برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی criterion به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل criterion
(اسم) ملاک یا معیار قضاوت یا تصمیم یا تعامل با چیزی
The Health Service should not be judged by financial criteria alone.
خدمات پزشکی نباید فقط با معیار های اقتصادی قضاوت شود. (criteria جمعcriterion )
By this criterion, very few people are suitable.
با این معیار، افراد کمی مناسبند.
Team members will be selected according to strict criteria.
اعضای تیم بر اساس معیارهای سختگیرانه انتخاب خواهند شد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره criterion، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

