برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی solve به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل solve
(فعل) حل کردن، راه حل پیدا کردن، جواب پیدا کردن، توضیح پیدا کردن – solvable (صفت) قابل حل (مثال چهارم) – solver (اسم) حل کننده
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره solve، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

