برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی basically به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل basically
(قید) اساسا، در کل (اشاره به مسائل اصلی و بسیار مهم) – به روش ابتدایی (مثال آخر)
Basically, there's not a lot we can do about it.
اساسا کار زیادی نیست که ما بتوانیم درباره آن انجام دهیم.
The car's basically OK.
این خودرو در کل مشکلی ندارد. (در بعضی جزئیات ممکن است نقص داشته باشد ولی قسمت های اصلی آن یعنی موتور، شاسی و غیره سالم است)
to live basically
به روش ابتدایی زندگی کردن (آسان زندگی کردن)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره basically، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


