برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی mediator به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل mediator
(اسم) واسطه
If this is not successful, an independent mediator is chosen to negotiate a settlement.
اگر این کار موفق آمیز نباشد، یک واسطه مستقل برای مذاکره بر سر یک توافق انتخاب میشود.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره mediator، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

