برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی bribe به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل bribe
(اسم) پولی که به کسی برای انجام دادن کاری داده میشود (مثال اول) – رشوه دادن (مثال دوم)
bribe
فعل
bribes; bribed; bribing
(فعل) به کسی برای انجام کاری پول یا رشوه دادن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره bribe، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

