koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی bond به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

bond

اسم

US /ˈbɑːnd/

bonds

(اسم) رابطه عمیق (دو مثال اول) – اوراق قرضه که دولت یا یک شرکت منتظر میکند (مثال سوم) – زنجیر یا طنابی که مانع حرکت کسی میشود (به صورت اصطلاحی هم کاربرد دارد – مثال آخر)

the special bond between mother and child

رابطه ویژه بین مادر و بچه

the bonds of friendship

روابط عمیق دوستی

government bonds

اوراق قرضه دولت

the bonds of injustice

زنجیرهای بی عدالتی (که انسان را از عدالت خواهی یا اجرای عدالت باز میدارد)

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) اتصال (مثال اول) – (در شیمی) پیوند (مثال دوم) - single/double/triple bond (در شیمی) پیوند یگانه/دوگانه/سه گانه - my word is my bond اینکه بگویید قول شما حتمی است – (در قانون) وثیقه (مثال سوم) - Bond paper کاغذ با کیفیتی که از آن برای نوشتن اسنادی مانند اوراق قرضه و غیره استفاده میکنند

a strong bond between the two pieces of wood

اتصال قوی بین این دو تکه چوب

Chemical bonds are forces that hold atoms together to make compounds or molecules.

پیوند های شیمیایی نیروهایی هستند که اتم ها را در کنار هم نگه داشته و تولید ترکیب یا ملکول میکنند.

He released the prisoner on a $50,000 bond.

او آن زندانی را با یک وثیقه 50 هزار دلاری آزاد کرد.

bond

فعل

bonds; bonded; bonding

(فعل) متصل کردن دو چیز – ارتباط نزدیک برقرار کردن

It cannot be used to bond wood to metal.

این را نمی توان برای اتصال چوب به فلز استفاده کرد.