برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی testify به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل testify
(فعل) شهادت دادن – نشان دادن یا ثابت کردن درستی چیزی یا واقعی بودن چیزی (مثال دوم و سوم) – شهادت دادن در کلیسا
witnesses testifying before a jury
شهودی که در برابر هیئت منصفه شهادت میدهند
These statistics testify to the fact that the program is working.
این آمار این واقعیت را نشان میدهد که این برنامه دارد درست کار میکند.
I will testify to her kindness.
من به مهربانی او شهادت خواهم داد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره testify، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


