koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی in به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

in

حرف اضافه

US /ˈɪn/

(حرف اضافه) برای اشاره به مکان چیزی (در) – داخل چیزی (درون، داخل) – برای اشاره به اینکه چیزی یا کسی جزئی یا متعلق به چیزی است

I held her in my arms.

من او را در بغلم گرفتم. (اشاره به مکان)

I threw it in [=into] the garbage.

من آن را درون سطل زباله ریختم. (داخل چیزی)

a scene in a movie

یک صحنه در یک فیلم (اشاره به تعلق)

(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) هر حالت و شرایطی که معنی (در) داشته باشد – برای اشاره به شکل یا روش یا فرم چیزی - in and out یعنی درگیر بودن به صورت مکرر

It happened in the 1930s.

آن در دهه 1930 رخ داد.

He has a pain in his shoulder.

او دردی در شانه اش دارد.

a note written in French

یک نوشته به زبان فرانسه (اشاره به روش یا فرم)

She was in and out of trouble for many years.

او برای چندین سال درگیر مشکل بود (وارد یک مشکل می شد و خارج می شد ولی بعد وارد یک مشکل دیگر می شد و بعد خارج می شد و به همین منوار)

in

قید

(قید) داخل چیزی – وارد ایستگاه شدن مسافر یا خود وسیله – خیلی صمیمی با کسی

She opened the door and went in.

او در را باز کرد و وارد شد.

We were locked in.

ما داخل گیر کردیم.

I can't drink coffee with milk in.

من نمی توانم قهوه را با شیر داخل آن بخورم. (بدون شیر می خورم)

Are your parents in?

آیا والدینت داخل هستند؟

Is the train in yet?

آیا هنوز قطار وارد ایستگاه نشده؟

She was in with the city's most powerful people.

او با افراد بسیار قدرتمند این شهر رابطه صمیمی داشت.