برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی bland به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل bland
(صفت) کسل کننده، خسته کننده (مثال اول) – بدون مزه قوی، ملایم (مثال دوم) – بی احساس (مثال سوم) – blandness (اسم) بی مزگی، کسل کنندگی
a bland movie
یک فیلم کسل کننده
This chips has a sharp taste and isn’t bland at all.
این چیپس مزه تندی دارد و اصلا ملایم نیست.
a bland expression
حالت صورت بدون احساس
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره bland، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


