koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی difficulty به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

difficulty

اسم

US /ˈdɪfɪkəlti/

difficulties

(اسم) سختی - مشکل

a patient with breathing difficulties

یک بیمار با سختی های تنفسی

They succeeded despite the difficulty of the task.

با وجود دشواری های آن کار، آن ها موفق شدند.

In 1986 he experienced financial difficulties and was forced to sell his business.

او در سال 1986 مشکلات اقتصادی را تجربه کرد و مجبور شد کسب و کارش را بفروشد.