برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی express به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل express
(فعل) ابراز کردن، اظهار کردن – نشان دادن (بدون نوشتن یا گفتن) – نشان دادن یک مقدار یا کمیت با سمبل یا نشانه
He expressed an interest in meeting her.
او برای ملاقات آن دختر ابراز علاقه کرد.
Her love of nature is expressed in her paintings.
علاقه به طبیعت در نقاشی های او نشان داده شده است.
The results can be expressed as a percentage.
نتایج را می توان به صورت درصد نشان کرد.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) فوری ارسال کردن یا رساندن - express itself/themselves (در مورد احساس) معلوم شدن، بروز کردن به عنوان نتیجه کاری - express yourself گفتن یا نشان دادن احساس یا فکر خود
They expressed the package to us.
آن ها بسته را فوری برای ما ارسال کردند.
express
صفت
express
اسم
expresses
(اسم) پست پیشتاز – قطار یا اتوبوس سریع السیر
express
قید
(قید) به سرعت
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره express، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


