koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی discipline به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

discipline

اسم

US /ˈdɪsəplən/

disciplines

(اسم) انضباط، نظم و ترتیب – رشته تحصیلی

military discipline

انضباط نظامی

an academic discipline

یک رشته دانشگاهی

discipline

فعل

disciplines; disciplined; disciplining

(فعل) تنبیه کردن کسی به دلیل بی نظمی - discipline yourself (to do something) عادت دادن خود به انجام کاری (مثال اول)

She tried to discipline myself to eat less.

او سعی کرد تا خود را به کم خوری عادت دهد.