برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی discipline به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل discipline
(اسم) انضباط، نظم و ترتیب – رشته تحصیلی
discipline
فعل
disciplines; disciplined; disciplining
(فعل) تنبیه کردن کسی به دلیل بی نظمی - discipline yourself (to do something) عادت دادن خود به انجام کاری (مثال اول)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره discipline، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


