koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی all right به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

all right

قید

US /ˌɑːl ˈraɪt/

(قید) درست، خیلی خوب (مثال اول) – برای اینکه موافقت کسی را چک کنید یا بپرسید که آیا مطلب را فهمیده است (مثال دوم) – برای بیان موافقت شما (مثال سوم)

The tea was all right.

چای خوب بود. (طعم خوبی داشت)

I'll meet you at 9 o'clock, all right?

من تو را ساعت 9 ملاقات میکنم، قبوله؟

All right, I do the dishes.

باشه، من ظرف ها را میشورم.

(قید – ادامه بررسی معنی واژه) وقتی که بخواهید عذرخواهی کنید یا اینکه تشکر یا کمکی را بپذیرد (مثال اول) – برای بیان هیجان (بسیار خوب) – برای تاکید در ابتدای یک جمله (مثال دوم) - All right already باشه باشه، لطفاً بس کن (مثال سوم)

I'm really sorry. That's all right, don't worry.

من واقعا متاسفم. مشکلی نیست، نگران نباش.

All right everyone, let's get started.

با همه هستم، بیایید شروع کنیم.

All right already! Stop pushing me!

لطفا بس کن! هولم نده!

all right

صفت

(صفت) خوب، راضی کننده (مثال اول) – قابل قبول (مثال دوم) – سالم، خوب بودن حال یا روحیه (مثال سوم)

Her attitude is all right but not outstanding.

نگرش او خوب است اما برجسته نیست.

Is it all right to leave early?

مشکلی نیست که زودتر برویم؟

Are you feeling all right?

حال شما خوبه؟

(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) بدون مشکل یا خطر – خوب، صادق (مثال اول) - a bit of all right اینکه بگویید کسی از نظر جنسی جذاب است

He's an all right guy.

او آدم خوبی است.