koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی pool به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

pool

اسم

US /ˈpuːl/

pools

(اسم) استخر شنا (مثال اول) – مقدار کمی از یک مایع یا نور روی یک سطحی (مثال دوم و سوم) – بازی بیلیارد

an indoor pool

یک استخر سرپوشیده

a pool of blood

استخری از خون

a pool of light

سطحی از نور

a pool table

میز بیلیارد

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) منبعی از پول یا افراد یا چیزهایی که جمع می شوند تا استفاده گردند (ائتلاف – دو مثال اول) – پولی که برای هدفی از تعداد زیادی جمع آوری شده (سرمایه اشتراکی، تصحیلات اشتراکی)

a pool of jurors

ائتلافی از هیئت منصفه

a pool of talented applicants to choose from

ائتلافی از متقاضیان برای انتخاب کردن از بین آن ها

They each put $30 into the pool.

آن ها هر کدام 30 دلار در این تصحیلات اشتراکی گذاشتند.

pool

فعل

pools; pooled; pooling

(فعل) با چند نفر دیگر پول رو هم گذاشتن برای کار خاصی

The kids pooled their money to buy a ball.

بچه ها پول هایشان را یک کاسه کردند تا یک توپ بخرند.