koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی accuse به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

accuse

فعل

US /əˈkjuːz/

accuses; accused; accusing

(فعل) متهم کردن کسی، مقصر دانستن کسی (دو مثال اول) – accuser (اسم) متهم کننده، کسی که کسی را به چیزی متهم می کند – accusing (صفت) اتهام، از روی اتهام، (مربوط به قیافه، صدا و غیره - مثال سوم) – accusingly (قید) از سر اتهام، با هدف اتهام زدن (مثال آخر)

You stands accused of murder.

شما متهم به قتل هستی. (به شما اتهام قتل زده شده است.)

Jim accused her of cheating.

جیم او را به خیانت متهم کرد.

an accusing look/finger/tone

یک نگاه از روی اتهام/انگشت اتهام/صدایی با نشانه های اتهام زدن

I thought I could trust you, she said accusingly.

او با هدف اتهام زدن گفت: من فکر می کردم که می توانم به تو اطمینان کنم.