برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی muscle به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل muscle
(اسم) عضله – قدرت فیزیکی (مثال آخر)
Lift weights to build muscle.
وزنه بزن تا عضله بسازی.
relax a muscle
شل کردن یک عضله
don't move a muscle
جُم نخور (اصطلاح)
muscle spasms
اسپاسم عضلانی
I pulled a muscle in my back.
من یک عضله را در کمرم کش آوردم. (نوعی آسیب فیزیکی)
a muscle relaxant
شل کننده عضله (یک نوع دارو)
It took muscle to work with an old truck.
کار کردن با یک کامیون قدیمی قدرت می خواهد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره muscle، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


