برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی bicycle به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل bicycle
(اسم) دوچرخه
bicycle
فعل
bicycles; bicycled; bicycling
(فعل) راندن دوچرخه، دوچرخه سواری کردن (bike) – bicycler (اسم) دوچرخه سوار – bicycling (اسم) دوچرخه سواری کردن
to bicycle to the bay
به سمت ساحل دوچرخه سواری کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره bicycle، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

