برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی button به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل button
(اسم) دکمه لباس (دو مثال اول) – دکمه دستوری در یک ماشین یا در صفحه نمایش (مثال سوم) - (as) cute as a button خیلی جذاب
a skirt button
دکمه دامن
do up/undo (= fasten/unfasten) a button
بستن/باز کردن دکمه
the play button
دکمه پخش
button
فعل
buttons; buttoned; buttoning
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره button، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

