تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

قیمت محصولات آموزشی وب‌سایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینه‌های جاری وب‌سایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزش‌های دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهی‌تان

ترجمه و تحلیل button

button

اسم

US تلفظ صوتی/ˈbʌtn̩/

buttons

(اسم) دکمه لباس (دو مثال اول) – دکمه دستوری در یک ماشین یا در صفحه نمایش (مثال سوم) - (as) cute as a button خیلی جذاب

a skirt button

دکمه دامن

do up/undo (= fasten/unfasten) a button

بستن/باز کردن دکمه

the play button

دکمه پخش

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) on the button الف: سر وقتی خاص (مثال اول) ب: کاملا درست (مثال دوم) - push the right buttons کارهای لازم برای هدفی را انجام دادن - push your buttons کُفری کردن (مثال سوم)

We arrived at noon on the button.

ما دقیقا ظهر رسیدیم.

You're on the button there!

در این خصوص حق با شما است!

I never lose my temper, but this guy can really push my buttons.

اعصاب من هرگز خورد نمیشود ولی این مرد واقعاً می تواند مرا کفری کند.

button

فعل

buttons; buttoned; buttoning

(فعل) دکمه لباس را بستن – button it اینکه به کسی بگویید: ساکت شو - button your lip/lips یا keep your lip/lips buttoned در مورد چیزی حرف نزدن (مثال دوم)

to button up your coat

دکمه کت خود را بستن

Button your lip. She's coming toward us.

ساکت شو. او به سمت ما می آید.

در بخش نظرات پایین صفحه درباره button، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی