برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
height
معنی height در انگلیسی
(اسم) ارتفاع، بلندی، قد
The height of the tower is 100 meters.
ارتفاع برج 100 متر است.
The two towers are the same height.
ارتفاع این دو برج یکسان است.
She is the same height as her sister.
قد او با خواهرش یکسان است.
I'm afraid of heights.
من از ارتفاع میترسم.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) ارتفاع یا بلندی یک مکان یا نقطه
The two towers are of equal height.
ارتفاع این دو برج برابر است.
People who are afraid of heights may feel uncomfortable in tall buildings.
افرادی که از ارتفاع میترسند ممکن است در ساختمانهای بلند احساس ناراحتی کنند.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) بالاترین سطح، نقطه اوج یا بیشترین میزان چیزی
He was at the height of his fame when he died.
وقتی درگذشت، در اوج شهرت خود بود.
She reached the heights of her profession at the age of 40.
او در سن 40 سالگی به بالاترین سطح حرفه خود رسید.
It was the height of stupidity to quit the team.
ترک کردن آن تیم نهایت حماقت بود.
It was the height of stupidity to quit the job.
استعفا دادن از آن کار نهایت حماقت بود.
(عبارت) at the height of یعنی در اوج یا بالاترین سطح چیزی بودن – reach the heights of یعنی به بالاترین سطح یا موفقیت در چیزی رسیدن – the height of یعنی نهایت یا اوج یک ویژگی یا حالت
at the height of fame
در اوج شهرت
reach the heights of your profession
به بالاترین سطح حرفه خود رسیدن
the height of stupidity
نهایت حماقت
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره height، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

