برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
قیمت محصولات آموزشی وبسایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینههای جاری وبسایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزشهای دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی height به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل height
(اسم) ارتفاع، بلندی - the height of یعنی در موثرترین حالت یا در بالاترین درجه کیفیت یا دستاورد بودن (نهایت)
The heights of the two towers are equal.
ارتفاع این دو برج مساوی است.
She is the same height as her sister.
او هم قد خواهرش است.
I'm afraid of heights.
من از ارتفاع می ترسم.
We used to live in Washington Heights.
ما قبلا بلندی های واشنگتن را دوست داشتیم.
He was at the height of his fame when he died.
وقتی او مرد او در بالاترین درجه معروفیت بود.
It was the height of stupidity to quit the team.
خروج از آن تیم، نهایت حماقت بود.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) heights الف: یک سطح خیلی خوب یا بالاترین سطح (مثال اول) ب: یک مکان بلند، بلندی (مثال دوم) - the height of مثال بارزی از چیزی (مثال سوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره height، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


