برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی quad به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل quad
(اسم) زمین و سر بازی که از چهار طرف توسط ساختمان ها احاطه شده است، محوطه چهار گوش دانشگاه یا مجتمع خوابگاهی (quadrangle) – عضلات چهار سر ران (quadriceps) – هر یک از قول ها در یک زایمان چهار قولو
My quad are sore.
عضلات چهار سر ران من درد میکند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره quad، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


