برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی intense به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل intense
(صفت) خیلی قوی، شدید – سخت، جدی – intensely (قید) به شدت (مثال آخر)
گرما/سرما شدید
The work requires intense concentration.
این کار به تمرکز جدی نیاز دارد.
an intense effort
یک تلاش سخت
13 هفته آموزش سخت
There is intense competition for the top jobs.
رقابت جدی برای مشاغل سطح بالا وجود دارد.
the fire was burning intensely
آتش به شدت داشت میسوخت
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره intense، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


