koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی intense به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

intense

صفت

US /ɪnˈtɛns/

(صفت) خیلی قوی، شدید – سخت، جدی – intensely (قید) به شدت (مثال آخر)

intense heat/cold

گرما/سرما شدید

The work requires intense concentration.

این کار به تمرکز جدی نیاز دارد.

an intense effort

یک تلاش سخت

an intense 13-week course

13 هفته آموزش سخت

There is intense competition for the top jobs.

رقابت جدی برای مشاغل سطح بالا وجود دارد.

the fire was burning intensely

آتش به شدت داشت میسوخت