koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی deal به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

deal

فعل

US /ˈdiːl/

deals; dealt /ˈdɛlt/ ; dealing

(فعل) پخش کردن یا توزیع کردن – معامله کردن یا پخش موارد مخدر

Each player is dealt five cards.

به هر بازیکن 5 کارت داده می شود.

She got caught dealing drugs in school.

او هنگام معامله کرد (پخش کردن) موارد در مدرسه دستگیر شد.

deal

اسم

deals

(اسم) a great deal یا a good deal: خیلی زیاد – قرارداد (مثال دوم) – طرز رفتار یا نوع تعامل با کسی (برخورد)

It would mean a great deal to us if you would come.

اگر شما بیایید برای ما معنی خیلی زیادی دارد.

business deals

قراردادهای تجاری

They knew they'd been given a raw deal.

آن ها می دانستن که برخورد بدی با آن ها می شود. (rough/raw deal هر دو معنی برخورد نا منصفانه و بد)

(اسم – ادامه بررسی واژه) big deal! برای توصیف بی تفاوتی شما - no big deal مهم نبودن

So he earns more than me. Big deal!

خُب او بیشتر از من به دست می آورد. اهمیتی ندارد!

If I don't win it's no big deal.

اگر برنده نشوم مهم نیست.