برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی origin به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل origin
(اسم) خاستگاه، منشاء – کشور، نژاد یا نوع خانواده ای که یک فرد به آن تعلق دارد
منشاء های حیاط در زمین
Immigrants rarely return to their country of origin.
مهاجران به ندرت به کشور اصلی خود باز می گردند.
The population is of Indian origin.
این جمعیت، اصلیت هندی دارد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره origin، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


