برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی paper به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل paper
(اسم) کاغذ (مثال اول) – روزنامه – سند یا اطلاعاتی که روی کاغذ نوشته شده است (معمولا به صورت جمع و به معنی اسناد، اوراق – سه مثال آخر)
یک تکه/برگه کاغذ
I read it in the paper.
من آن را در روزنامه خواندم.
He had access to all of my private papers.
او به همه اسناد خصوصی من دسترسی داشت.
divorce papers
اسناد طلاق
The police stopped me asked to see my papers.
پلیس مرا متوقف کرد و خواست که مدارک (گواهینامه، کارت شناسایی و غیره) مرا ببیند.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) مقاله یا رساله آکادمیک (مثال اول) – (در مدرسه) انشاء (مثال دوم) - on paper الف: به صورت نوشته ب: به صورت تئوری و با توجه به شواهد و قرائن (روی کاغذ)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره paper، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


