برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی least به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل least
(صفت) کمترین
least
اسم
(اسم) the least حداقل چیزی، کمترین – at (the) (very) least حداقل
That's the least of my problems.
آن کمترین مشکل من است.
It'll take a year, at the very least.
این حداقل یک سال زمان می برد.
I was tired and hungry, but at least I was free.
من خسته و گرسنه بودم ولی حداقل آزاد بودم.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) not (in) the least اصلا (دو مثال اول) - to say the least برای ایجاد تاکید بیشتر در جمله
least
قید
(قید) به کمترین میزان
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره least، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


