برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی flat به فارسی
معنی و کاربردهای flat
(صفت) صاف – (درباره کفش) پاشنه کوتاه یا بدون پاشنه – صاف و پوست کنده، رک، صریح
A desk provides a flat surface to work on.
یک میز سطح صافی برای کار کردن فراهم می کند.
پوشیدن کفش های بدون پاشنه
a flat refusal
امتناع قاطع / رد کردن صریح
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) ثابت در مقدار – (درباره چرخ) پنچر – (درباره نوشیدنی) بدون گاز یا حباب (مثال آخر)
flat
اسم
flats
(اسم) آپارتمان (در بریتیش) – لاستیک پنچر (مثال دوم) - (در موسیقی) علامت بمل (♭) که نشان میدهد نت باید نیمپرده پایینتر نواخته شود – flats کفش بدون پاشنه (مثال آخر)
They have a house in the country and a flat in London.
آن ها یک خانه در دهات و یک آپارتمان در لندن دارند.
We pulled off to the side of the road to change a flat.
ما کنار جاده توقف کردیم تا لاستیک پنچر را عوض کنیم.
She wore a casual dress and flats to the show.
او یک لباس معمولی و کفش بدون پاشنه در آن برنامه پوشید.
flat
قید
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره flat، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

