برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی taste به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل taste
(اسم) مزه – چشایی (مثال سوم) – تجربه کوتاه (مثال چهارم)
a salty/bitter/sour/sweet taste
یک مزه شور/تلخ/ترش/شیرین
Just have a taste of this cheese.
فقط این کیک را مزه کنید.
her sense of taste
حس چشایی او
I had a taste of office work during the summer.
من در طول تابستان کار اداری را تجربه کردم.
taste
فعل
tastes; tasted; tasting
(فعل) مزه دادن، مزه کردن – تجربه کردن (مثال آخر)
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


