برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی itch به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل itch
(فعل) خارش داشتن روی پوست (مثال اول) – تمایل شدید به کار داشتن – itching (اسم) خارش
itch
اسم
(اسم) خارش – میل شدید (مثال دوم) - scratch the/an itch برآورده کردن میل یا نیاز به چیزی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره itch، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

