koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی ban به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

ban

فعل

US /ˈbæn/

bans; banned; banning

(فعل) ممنوع کردن، منع کردن

a campaign to ban smoking in public places

کمپینی برای ممنوع کردن سیگار در مکان های عمومی

He was banned from the meeting.

او از ملاقات منع شد.

The group unanimously voted to ban all people who were under six feet.

گروه یک صدا رای داد تا همه مردمی که زیر 6 فوت قد دارند را (از عضویت) منع کنند.

Health officials are trying to expand their field in order to ban cigarette advertising from newspapers and magazines.

مسئولان بهداشت در تلاشند تا دامنه فعالیت خود را گسترش داده و تبلیغات سیگار را در روزنامه ها و مجله ها ممنوع کنند.

I want to ban all outsiders from our discussion on security.

من می خواهم افراد غیر را از بحث در مورد امنیت منع کنم.

ban

اسم

bans

(اسم) ممنوعیت

a smoking ban

یک ممنوعیت در سیگار کشیدن

to put a ban on sth

ممنوعیتی بر چیزی اعمال کردن

to lift the ban on sth

ممنوعیت را از چیزی برداشتن