برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی bottle به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل bottle
(اسم) بطری (مثال اول) - the bottle نوشیدنی الکلی (مثال دوم) – بطری شیر کودک (مثال سوم) – دل و جرات (guts)
bottle
فعل
bottles; bottled; bottling
(فعل) چیزی را درون بطری یا مانند آن ریختن (مثال اول) – کنسرو کردن - bottle up مخفی کردن احساس (مثال دوم) - bottle out خیلی ترسیدن (مثال سوم) – bottler (اسم) بطری ساز
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره bottle، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


