برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی bottle به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل bottle
(اسم) بطری (مثال اول) - the bottle نوشیدنی الکلی (مثال دوم) – بطری شیر کودک (مثال سوم) – دل و جرات (guts)
bottle
فعل
bottles; bottled; bottling
(فعل) چیزی را درون بطری یا مانند آن ریختن (مثال اول) – کنسرو کردن - bottle up مخفی کردن احساس (مثال دوم) - bottle out خیلی ترسیدن (مثال سوم) – bottler (اسم) بطری ساز
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره bottle، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

