برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی drum به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل drum
(اسم) (ابزار موسیقی) درام – بشکه، پیت (بشکه ای که برای ذخیره نفت و غیره از آن استفاده می کنند)
drum
فعل
drums; drummed; drumming
(فعل) درام زدن – با ضربه زدن روی چیزی به صورت ممتد ایجاد صدا کردن - drum (something) into (someone) با تکرار زیاد چیزی را به کسی یاد دادن یا در کله کسی فرو کردن - drum (someone) out of (something) کسی را مجبور به ترک کردن (مثال دوم) - drum up با کار و تلاش زیاد چیزی را ایجاد کردن یا بدست آوردن (مثال سوم)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره drum، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

